تبليغاتX
زخم نهان مرهم نهان

راهيست راه عشق كه هيچش كناره نيست...آنجا جز آنكه جان بسپارند چاره نيست

زخم نهان مرهم نهان



به نام اميد دهنده دلهاي خسته

 

از هياهويي دور باز گشتم

از تنگي زمان

از شكستن حضور آدمها

از جدال مرگ و زندگي

از در قفس ماندن نفس

از حصار غم

از راهي خسته بازگشتم

آمدم تا بار دگر نجواي عاشقانه بخوانم

آمدم تا با پرستوها پرواز كنم

با شاپركها عاشق شوم

با نسيم زنده شوم

و با خورشيد بتابم

آمدم تا در كنارتان بار دگر طعم دوستي را مزه كنم

اميدوارم بار دگر پذيراي تن خسته ام باشيد

 

سلام، سلامي به گرمي مهربوني دوستاي خوبم

 

خدا رو شكر كه تونستم برگردم و بار دگر در كنار شما دوباره نوشتن  رو آغاز كنم

از اينكه قراره دوباره بنويسم و بخوونم خوشحالم... اميدوارم بتونم ادامه بدم و اميدوارم بتونم بنويسم

اين بار كه برگشتم كمي متفاوت تر شدم... شايد هم نشدم... نميدونم... اما حس خاصي دارم

اين بار با خودم همسفري آوردم كه قراره در نوشتن به من كمك كنه... يا به همراه من بنويسه يا اون حسي كه براي نوشتن لازم دارمو به من هديه كنه

البته هنوز به طور كامل در مورد اين مسئله بهش چيزي نگفتم اما مطمئنم كه راضيش ميكنم

اينكه چرا رفتم و چرا بازگشتم و چي شده كه قراره دوباره بنويسم و خيلي چراهاي ديگر بماند الان فقط اومدم بگم كه قراره نوشتن تو اين خونه ي قديمي و كمي متروكم رو دوباره آغاز كنم.اما اينبار به همراه مرهم زخمهام، كسي كه با اومدنش تمام غم دلم را به باد سپرد و به جاش عشق و مهربوني تو تن خسته من گذاشت، كسي كه با نفسهايش به من نفس داد و با نگاهش آتش عشق به سراپاي وجود شوريده ام كشيد

درست حدس زدين، اين شوريده تنها و خسته، بعد 3 سال و چندين ماه انتظار و دوري حالا دست در دست كسي قراره بذاره كه خيلي وقته منتظرش بوده و حالا قراره در كنارش آروم بگيره و يك شور ديگه اي رو با اون به پا كنه، شور عشق، شور زندگي، شور آتش و سوزندگي

مشكلات مسير راهمون زياد بود اما خواستيم كه با هم باشيم و الان اون خاطرات سخت هم برامون شيرين شده و اگه اين چند سال رو گذرونديم فقط به خاطر ايماني بود كه به هم داشتيم و البته ميدونيم كه مشكلات سخت تر هم در مسير راه داريم

تا روز موعود( يعني 26 تير) و تا روز جشن پيوند نميتونم زياد بيام بنويسم. آخه منو اون بعد از اين همه مدت ( كه فقط 3 بار همديگه رو تو اين مدت ديده بوديم) قراره چند روزي رو در كنار هم باشيم.فاصله ي مكاني ما از هم دوره و دوباره ديدن همديگه شايد طول بكشه و مشكل باشه و همچنين كلي كار دارم كه بايد براي روز جشن انجام بدم پس به من حق بدين كه نتونم بيام و بخوام تو اين چند روز از چشمه ي چشماش تا ميتونم بنوشم

اميدوارم درك كنين

 

برامون دعا كنين، براي اين دل به انتظار كشيدمون دعا كنين

 

 

يه خواهش دوستانه:

دوستاي گلم، ازتون ميخوام در مورد بهتر شدن مطلبهاي اين وبلاگ نظر بدين

اينكه چي بنويسم بيشتر راضيتون ميكنه( شعر، خاطرات، متن،...) و ظاهر اين خونه چه جوري باشه بهتره

اميدوارم بتونم از پيشنهادهاي شما استفاده كنم.ممنونم

يا حق

 

(((( قبل از 26 تيرماه يه مطلب كوچيك مينويسم ))))

 

دوشنبه 17 تیر1387 توسط شوریده (مرسا) و ابراهيم |



وقــــتي كه چشمــــــامو بســــــتم
تــــــــــــو شـــدي روياي هر شـــب
اومـــــــــــــدي آروم و ســـــاكـــــت
اسـم تــــــــــــو شد ورد اين لـــــب
روزهـــــا،منتــــــــــــــظر هــــــــــــم
شبهــــــــا دلتنـــــــگ و پرغـــــــــم
مــن همـــــون زخــــــم نهانــــــــــم
تو شـــدي پنهــــــــوني مرهـــــــــم

shahe_shooride_saran@yahoo.com

ماماني افسون مهربونم جاتون اينجا خاليه
*پروانه اي كه دلم را عاشق كرد* خواهر نازنينم
نامه ای به قلبم
ساربان
هر کی هم نفسم شد دست آخر..؟
*آرزوی با تو بودن*مریم عزیزم
بهترین ها
کوی تنهایی
نیلوفر مرداب
آریـــــا برزن
مشق عشق
*هیاهو* دوستي كه رفت اما جايش خاليست
فقط به خاطر تو
*علوم رایانه* وبلاگ دیگر مشق عشق
پله پله تا ملاقات خدا
رهــــــایــــی
گلستانه
پيامبر ديوانه
آواي كرك
برکه یا اقیانوس ؛زلال باشی؛ آسمان درتوست
بخوان به نام گل سرخ
آغوش جهان
*تويي كه با مني*داداش حسين گل
عضو شدنش ، زيباست

Designed By ebi