تبليغاتX
زخم نهان ، مرهم نهان

راهيست راه عشق كه هيچش كناره نيست...آنجا جز آنكه جان بسپارند چاره نيست

زخم نهان ، مرهم نهان



حسها... تازه شدن

امسال هم گذشت همچون سالهاي پيش... باز هم حس غريبي دارم يه حس ترس و نگراني از سال جديد يه حس دلتنگي يه حس روزمرگي گذر عمر....

اين حس هميشه بوده و هست دليلش رو نميدونم شايد همه اين حس رو داشته باشن اما اين حس هميشه براي من تازه بوده اين حس باعث ميشه كه از شروع سال جديد شاد نباشم و حتي گاهي دلم ميخواد سال جديد هيچ وقت نياد

تنها تفاوتش امسال اينه كه قراره سال جديد رو با عشق و همسر نازنينم شروع كنم شايد تنها دلخوشي و كمي كمتر شدن اين حس نسبت به سالهاي ديگه اين باشه...قراره امسال لحظه ي تحويل سال جديد رو در كنار كسي باشم كه هميشه منتظرش بودم اما باز هم دلتنگم باز هم مي ترسم و باز هم...

 

حس شادي رو تجربه كردم

 وقتي دست به دستاي معشوقم دادم و حديث جاودانه عشقمونو زمزمه كرديم

وقتي چشم به چشمان مهربونش دوختم و وجودم رو در چشمانش جست و جو كردم

وقتي گوش به صداي مهربون مادرم دادم( مامان افسون) وحس عشق رودروجودش ناب ديدم

وقتي شنيدم كه مريم نازنيم به همراه همسر گلش پيوند عاشقانه اي رو در آسمان ثبت كردند

وقتي شنيدم برادر گلم( آقا رضا) به همراه همسر نازنينش دست به دستان هم دادند براي ابد

وقتي نظر بهزاد عزيز رو خوندم و فهميدم زنده است و سالم

وقتي بعد از چند سال نظر بابايي مهربونم رو خوندم( كاش يه آدرسي برام ميذاشتين بابايي)

وقتي فهميدم داداش گلم فرهاد( پسر مامان افسون) دانشگاه قبول شدن

وقتي زيباترين هديه تولدمو گرفتم كه معشوقم با هنر نابش درستش كرده بود

وقتي قالب اين وبلاگ رو مامان افسون به همراه داداش فرهاد برام درست كردن

وقتي تولد عزيزانمو بهشون تبريك گفتم

 

 

 

حس دلتنگي رو تجربه كردم

وقتي دور از معشوقم گذر عمر كردم

وقتي اولين قطره اشك رو در چشمان معشوقم ديدم

وقتي در چشمان مادرم نگراني آينده ام را ديدم

وقتي زير باران بدون حضور باراني اش قدم زدم

وقتي دلم براي حضور مامان افسونم تنگ ميشد

وقتي از دوستان دوران كودكي ام دور افتادم

وقتي از دوستان هم خوابگاهي ام جدا شدم

 

 

حس غم رو تجربه كردم

وقتي بي سرپرست شدن كودكاني را ديدم كه در چشمانشان جز معصوميت چيز ديگري نبود

وقتي مشكلات زندگيم رو حل نشده ديدم

وقتي چشمان مادرم رو اشك بارون ديدم

وقتي نگاه برادرامو نسبت به آينده تلخ ديدم

وقتي بي عدالتي رو ديدم

وقتي دل ميناي نازنينم رو غمگين ديدم

وقتي محبوبم (ابراهيم) رو دور از خود ديدم

وقتي گاهي خدا رو فراموش كردم و ازش نا اميد شدم

وقتي نامردي عموهام رو ديدم و بي تفاوتي نسبت به بچه هاي برادرشون كه ديگه نيست

 

 

حس نگراني رو تجربه ميكنم

وقتي به آينده نگاه ميكنم

وقتي به تلاش داداشام براي قبولي كنكور نگاه ميكنم

وقتي ياد عزيزانم ميفتم و به سلامتيشون فكر ميكنم

وقتي به وضع اقتصادي مردم و اين مملكت فكر ميكنم

وقتي به مشكلات حل نشده زندگيمون نگاه ميكنم

وقتي به نگاه بي تفاوت مردمان نسبت به هم توجه ميكنم

وقتي به اينهمه وبلاگ غم آلود آدما نگاه ميكنم

وقتي به كار ابراهيم و تلاشش فكر ميكنم

وقتي به پرنده هاي تو قفس نگاه ميكنم

 

 

و هزار جور حس ديگه كه گفتنش خارج از حوصله من وخوندن شماست

و تمام اين حسها چه تلخ و چه شيرين گذشت و حسهاي جديد در راهه و من از اومدن اين حسها مي ترسم...

به هر حال روزها و ماه ها و سالها ميگذره و تمام اين حسها هميشه بودنمون رو به تصوير ميكشه و هر كدومشون در حضور ديگري معنا پيدا ميكنه و زندگي هميشه با اين حسهاست كه جاريست....

*

از تمام شما دوستاي مهربون و هميشه همراهم ممنونم كه هيچ گاه تنهام نذاشتين و هميشه با حرفهاي قشنگتون تلخي بعضي حسها رو كمتر كردين. براتون بهترينها رو آرزو ميكنم و اميدوارم در سال جديد  دلتون هميشه  سبز و بهاري باشه و هميشه شادي تو چشماتون برق بزنه و دستاتون پر باشه از محبت و زندگتون پر از خوشبختي.

 

و اما تو همسر مهربون و عشق جاويدم سالي پر از پيشرفت رو برات آرزو ميكنم و اميدوارم هميشه سالم باشي و خوشبخت . اميدوارم هميشه در كنار هم عشق رو به تصوير بكشيم و جوري زندگي كنيم كه ساده بودن و پاك بودن عشقمون فراموش نشه.

اميدوارم امسال زود به زود همديگرو ببينيم( چون خيلي دلم تنگه)

 

و در آخر يه فال از حافظ براي تمام كساني كه باورش دارند( مثل من)

 

 بدور لاله قــــــدح گير و بي ريــــا ميباش       ببــــوي گل نفسي همدم صبــــا ميباش

نگويمت كه همه ساله مــــــــي پرستي كن        سه ماه مي خورونه ماه پارسا ميباش

چو پـــــير سالك عشقـــــت بمي حواله كند       بنوش و منتــــظر رحمت خــدا ميباش

گرت هواست كه چون جم بسرغيب رسي       بيا و هــــمدم جام جـــهان نما ميــــباش

چوغنچه گرچه فروبستگي است كارجهان       تو همچو باد بهـــاري گره گشا ميباش

وفـــا مجوي ز كس ور سخــن نمي شنوي       بهرزه طالب سيــــمرغ و كيميا ميباش

مريــــــد طاعت بيگانگان مشو حافـــــــظ        دلي مـــعاشر رنـــــدان پارســـا ميباش

 

 

پي نوشت:

بعد از تقريبا 3 ماه دوري و دلتنگي قراره ببينمت.

29 ام عازم تهران هستيم و قراره تا  3يا4ام فروردين اونجا باشيم و از اونجا با ابراهيم بر ميگرديم به مشهد و قراره ابراهيم تا 15ام اينجا باشه... باورش سخته اما خدايا شكرت، موقع تحويل سال براي منم دعا كنين

 

                             هشتمين ماهگرد پيوندمون مبارك

                               

                                   ايرانيان نوروز مبارك

                                                                                           شوريده(مرسا)

دوشنبه 26 اسفند1387 توسط شوریده (مرسا) و ابراهيم |



وقــــتي كه چشمــــــامو بســــــتم
تــــــــــــو شـــدي روياي هر شـــب
اومـــــــــــــدي آروم و ســـــاكـــــت
اسـم تــــــــــــو شد ورد اين لـــــب
روزهـــــا،منتــــــــــــــظر هــــــــــــم
شبهــــــــا دلتنـــــــگ و پرغـــــــــم
مــن همـــــون زخــــــم نهانــــــــــم
تو شـــدي پنهــــــــوني مرهـــــــــم

shahe_shooride_saran@yahoo.com

ماماني افسون مهربونم جاتون اينجا خاليه
*پروانه اي كه دلم را عاشق كرد* خواهر نازنينم
نامه ای به قلبم
ساربان
هر کی هم نفسم شد دست آخر..؟
*آرزوی با تو بودن*مریم عزیزم
بهترین ها
کوی تنهایی
نیلوفر مرداب
آریـــــا برزن
مشق عشق
*هیاهو* دوستي كه رفت اما جايش خاليست
فقط به خاطر تو
*علوم رایانه* وبلاگ دیگر مشق عشق
پله پله تا ملاقات خدا
رهــــــایــــی
گلستانه
پيامبر ديوانه
آواي كرك
برکه یا اقیانوس ؛زلال باشی؛ آسمان درتوست
بخوان به نام گل سرخ
آغوش جهان
*تويي كه با مني*داداش حسين گل
عضو شدنش ، زيباست

Designed By ebi