تبليغاتX
زخم نهان مرهم نهان

راهيست راه عشق كه هيچش كناره نيست...آنجا جز آنكه جان بسپارند چاره نيست

زخم نهان مرهم نهان



كيم من؟ سرگـــــذشت تلخ بي آغاز و انجامي

پريـشاني به شهر بيكران عشــــــــق، گمنامي

به شهـر شب نجسته راه صبـــــح آرزو هرگز

سيه روزي، ز ره وامانده اي، برگشـته ايامي

                                                            ( نياز كرماني )

 

مي داني چند روز است كه در بستر بيماري نداشتنت در تب تنهايي مي سوزم؟

معلوم است كه نمي داني، مدتي است از هم بي خبريم، مدتي است كه اين دل در تنهايي خويش اسير غم و درد است اما كسي نيست دست ياري به سويش ببرد، مدتي است كه تو آنجا بي من زندگي ميكني و من اينجا بي تو مردگي، آري در نبود تو و در نداشتن حتي صدايت دارم روزهاي سرد مردن را تجربه مي كنم، روزهايي خالي از شادي، روزهايي خالي از روشني، روزهايي سراسر روزمرگي، روزهايي كه حتي نفس كشيدن هم اجبارست، روزهايي كه دست شب روشني اش را به اسارت برده است و حتي صداي چكمه هاي شب ماه را هم فراري داده است!

نمي دانم، نمي دانم به كدامين گناه به تبعيدي تنهايي درآمده ام؟ به كدامين گناه بايد اينگونه منتظر باشم؟ نه فقط منتظر تو، حتي بايد منتظر زندگي هم بود، سالهاست منتظرم، در انتظار يه روز شيرين و بدون درد، در انتظار يه خواب بدون اشك و شروع يه صبح بدون نگراني...

شايد تقدير چنين است، شايد من ديگر توان برخاستن و جنگيدن ندارم و آن قدر خسته ام كه حتي خودم را فراموش مي كنم...

شايد بايد همين را قبول كنم و ديگر اين دل و اين فكر را مجبور به زيبا كردن زندگي نكنم، شايد بايد بدانم كه همين است، اين زندگي من است، تنهايي سهم من است از تمام خوبيهاي دنيا، شايد بايد بدانم كه مشكلات زندگي ام شيريني ايام است... ولي چه تلخ است!!!

تو نمي داني ، هيچ كس نمي داند، جز خدايم هيچ كس نمي فهمد چه ميگويم و دردم چيست؟

ديرگاهيست در عمق دلم درديست

هر چه مرهم مي نهم بي خود

هر چه درمان مي كنم بي جا

ظاهرم شاداب و شادان است

ليك دردم در عميق لايه هاي سينه پنهان است

همچو جام مي برونم سرخ و خوشرنگ است

ليك تلخيها درون من نمايان است

در ميان جمع گاه گاهي مي شوم دلخوش

درد اما همچنان باقيست

در ميان خنده ها ناگاه

يادم از درد عميق خويش مي آيد

مي رود يادم گهي دردم

چون دوباره خويش مي يابم

مي پرد رنگ از رخ زردم

من هم اي مردم غمي دارم

من هم احساس لطيف آدمي دارم

درد من درديست بي درمان

رنج من رنجيست بي پايان

....

ابر چشمانم در غروب نديدنت، مدام باريدن را بهانه مي گيرند

اشك و ناله هاي شبانه ام نيز آرامم نمي كند، سالهاست همخانه چشمانم است و همدم شبهايم، اشك را مي گويم، اين يار ديرين و هميشگي ام، اما تنها ارمغاني كه برايم آورد درد هاي سخت چشمانم است كه گاهي طاقت را از من ميگيرد، گفتند راه درمانت اشك نريختن است اما نگفتند راه درمان و تسكين دهنده اين دلم چيست؟

سينه مجروحست و دل تنگشت و اشك آلود چشم

ريخت بس اشــــكم مگر پرتر ز دريا بــــود چشم؟

اشك بس باريد چشــــمم، خـــــويش را بيمار كرد

درد ديــــگر بر هزاران درد مـــــن افزود چشـــــم

....

تنها ميدانم كه تا هستي هستم، تا تو نفس مي كشي زنده ام و تا عشقت در دلم هست مي مانم، مي دانم كه دوستت دارم و ميدانم كه سالهاست عاشقي را تمرين كرده ام و در دلم پرورشش داده ام، مي دانم كه تنها دارايي اين زندگي  ام همين است، تمام لذت دردهايم، تمام دليل نفسهايم...

مي دانم تنهايم نمي گذاري، اما بدان كه اين دل خسته و تن فرسوده ام با حضور تو جان مي گيرد، با صدايت اميد پيدا مي كند، در اين هجوم مشكلات تنها وجود تو سرپناهم است، مگذار در تنهايي نبودنت زنده زنده بميرم!

 

باز امــــــشب جلوه بخــــش بزم مســــــتانم چو شمع

در مـــيان سوز و ساز خويـــــش خـــــندانم چو شمع

رقص مرگ است اينكه مي پــيچم به خود از تاب درد

كس چه مي داند كه مي سوزد تن و جانم چو شمـــع

با كه گــــــويم درد بي درمــــان خود را زانـــــكه من

در مـــــيان جمع، تنــــــها و پريـــــــشانم چــــو شمع

اشــــك گـــرم وآه ســـــــرد و روي زرد و ســـــوز دل

حاصل عشـــــــقند و من اين نكــــته ميـدانم چو شمع

با خــــيالش، با نـــگاهش، با فــــراقش، با غــــــمش

گاه گـــريان، گاه ســـــوزان، گاه لـــــــرزانم چو شمع

                                                                      ( علي اطهري )

 

پي نوشتها

 

*        گرچه گذشته اما:

-         مادر مهربون و با ايثارم، هميشه همدم و تنها دلسوزم روزت مبارك

-    مامان افسون مهربون و ناديده ام روزت مبارك( ماماني سعي كردم كه تماس بگيرم اما متاسفانه با اين كارايي كه اينا كردن نتونستم، آنتن نميداد، شرمنده ام)

-         مامان ساره عزيزم( مامان ابراهيم) روزت مبارك

اميدوارم سالها زنده باشين و لبتون پر از خنده.... دوستون دارم.

روز زن بر تمام مادران دلسوز و دختران و زنان كم ديده شده مبارك باشه

  نمي خوام سياسي بشه اما: چه انتخاباتي داشتيم!!! ياد يه آيه معروف افتادم كه در قرآن اومده و مفهومش اين بود: ما هيچ قومي رو به بدبختي دچار نمي كنيم مگر اينكه اون قوم خودشون بخوان و اينو انتخاب كنن...اين مربوط به كسايي بود كه انتخابشون شد اين آقا... البته اينم نبايد فراموش كرد كه تقلب هم اثرزيادي داشت...

 

                             بزن باران كه ديـن را دام كردند

                             شكار خلق و صـــــيد خام كردند

                             بزن باران خـــــدا بازيچه اي شد

                              كه با آن كسـب ننگ و نام كردند

*   ميدونم خيلي غمگين نوشتم اما مدتي است كه خوب نيستم، خيلي خسته ام، و گاهي اين خستگي امروزم و گذشته تلخم داغونم ميكنه، ابي كاري نكرده كه ازش ناراحت باشم فقط حضورش كمرنگ شده، صدايش كم شده، دلداريش كم شده، گويا تحمل اونم كم شده، اشكام واسش تكراري شده چون ديگه نميگه مرسا تو رو خدا گريه نكن!...زياد از هم خبر نداريم، نميدونم چرا؟( از خودش بپرسين)(مي دونم دوسم داره ، مطمئنم)

البته مشكلات زندگي هم گاهي از حد ميگذره كه...

*   بهزاد عزيز، اومدي و يه خبري از خودت دادي اما باز چند ماهي است از تو بي خبريم، كجايي مرد زيبا نويس؟ نگرانت هستيم

*    مامان افسون نازنينم هر چه زود به اين مجاز آباد برگرد، اينجا بدون نوشته هاي زيبا و پر از درد و عشق شما برايم سخت است، مردمان را به خودشان بگذار و از نامردميشان بگذر، بيا و براي دل دوستدارانت بنويس

*     كاشكي تو را، براي ابد، به من عيدي مي دادند!

 

                                              يازدهمين ماهگرد پيوندمون مبارك

                                                                                                             شوريده(مرسا)

 

سه شنبه 26 خرداد1388 توسط شوریده (مرسا) و ابراهيم |



وقــــتي كه چشمــــــامو بســــــتم
تــــــــــــو شـــدي روياي هر شـــب
اومـــــــــــــدي آروم و ســـــاكـــــت
اسـم تــــــــــــو شد ورد اين لـــــب
روزهـــــا،منتــــــــــــــظر هــــــــــــم
شبهــــــــا دلتنـــــــگ و پرغـــــــــم
مــن همـــــون زخــــــم نهانــــــــــم
تو شـــدي پنهــــــــوني مرهـــــــــم

shahe_shooride_saran@yahoo.com

ماماني افسون مهربونم جاتون اينجا خاليه
*پروانه اي كه دلم را عاشق كرد* خواهر نازنينم
نامه ای به قلبم
ساربان
هر کی هم نفسم شد دست آخر..؟
*آرزوی با تو بودن*مریم عزیزم
بهترین ها
کوی تنهایی
نیلوفر مرداب
آریـــــا برزن
مشق عشق
*هیاهو* دوستي كه رفت اما جايش خاليست
فقط به خاطر تو
*علوم رایانه* وبلاگ دیگر مشق عشق
پله پله تا ملاقات خدا
رهــــــایــــی
گلستانه
پيامبر ديوانه
آواي كرك
برکه یا اقیانوس ؛زلال باشی؛ آسمان درتوست
بخوان به نام گل سرخ
آغوش جهان
*تويي كه با مني*داداش حسين گل
عضو شدنش ، زيباست

Designed By ebi